فرهنگ

شایستگی‌های کارگزاران تراز دولت اسلامی ایران در گام دوم انقلاب


گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو_ مجید بیشه در طلیعه گام دوم انقلاب اسلامی ایران، از یک سو بحث کارآمدی دین و نظام اسلامی، از جمله مسایل بنیادینی است که توفیق در آن، موجب تعالی نظام اسلامی است و از سویی دیگر تأثیر کارگزاران در تعالی نظام منحصر به فرد است و اگر کارگزاران نظام تراز متناسب با آرمان ها انقلاب اسلامی نداشته باشند، نمی توان به مقاصد عالی انقلاب دست پیدا کرد. هر کجا مدیریت لایقی بود، شاهد ظهور استعدادها و نتایج اعجاب آوری بوده ایم و وجود هر نقطه ضعفی در مدیر تأثیر اساسی در حوزه ی تحت اجرای او گذاشته است. «ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است … ما بن‌بست نداریم؛ ما راهی که نتوانیم حرکت کنیم و پیش برویم نداریم؛ ما میتوانیم پیش برویم، یک خرده بایستی به خودمان تحرّک ببخشیم. یکی از الزامات، مدیریّت کارآمد و متعهّد و متدیّن است» (01/01/1396). بنابراین مسأله کلیدی و حتّی حیاتی در کارآمدی و تعالی نظام ج. ا. ایران در جهت تحقق آرمان تمدنی خود، تربیت و به کارگیری مؤثّر کارگزاران شایسته در تراز دولت اسلامی است؛ هم چنان که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم در ارتباط با موضوع به کارگماری شایستگان، چنین می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا …»؛ همانا خداوند شما را امر می کند که امانت ها را به اهل آن واگذار کنید … (نساء، 58). در همین راستا این یادداشت تلاش می نماید با معرفی مؤلفه های شایستگی کارگزاران تراز دولت اسلامی ایران و راهبردهای تقویت آن شایستگی ها مطابق با گفتمان رهبر معظّم انقلاب در جهت زمینه سازی تحقق دولت اسلامی در فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی – دومین مرحله خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی – گامی کوچک امّا کوثری (بإذن الله) بردارد.

به منظور تحلیلی واقع بینانه از وضعیت کارآمدی نظام ج. ا. ایران بطور اعم و کارآمدی کارگزاران آن بطور اخص، تحلیل هم زمان نقاط قوّت و ضعف در مسائل مترتب بر آنان، از ابزارهای منطقی ست که مورد مطالبه رهبر معظّم انقلاب نیز قرار دارد: «اگر بخواهیم اوضاع کشور را درست به دست بیاوریم باید نقاط منفی و نقاط مثبت را در کنار هم مشاهده کنیم. من خواهشم این است که مسؤولان، نخبگان، دانشگاهیان و حوزویان بنشینند روی این بحث کارکنند» (16/05/1390). بنابراین در کنار توجه ویژه به نقاط قوّت، نگاه آسیب شناسانه به عمر قریب به 40 ساله انقلاب اسلامی و مرور نقاط ضعفی همچون فساد اداری، اخلاقی، اقتصادی و … کارگزاران می تواند نقش تلنگرآمیز ولی سازنده ای در ادامه حرکت انقلاب اسلامی از مرحله نظام اسلامی به سمت استقرار دولت اسلامی (انطباق اخلاق، رفتار و منش کارگزاران و ویژگی های مسؤولان با ارزش های اسلامی و اسلامی شدن روش ها و ساختارهای اداره کشور) و سرعت بخشی به این حرکت به ارمغان آورد. «اگر ضعف های خودمان را پنهان کنیم، نشناسیم، تجاهل کنیم، این ضعف ها خواهد ماند، نهادینه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد… در طول این سی و دو سال مواردی شده است که ما ضعف نشان دادیم» (14/11/1390).

به اعتقاد نگارنده با گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی و بروز رفتار و عملکردهایی از جانب برخی کارگزاران ناشی از ضعف شایستگی ها و نیز ظهور نسل های مختلف مدیریتی در نظام ج. ا. ایران، نقش و اثرگذاری موضوع تعیین شایستگی های مورد انتظار و معطوف به افق تمدنی آینده انقلاب اسلامی، در انتخاب شایسته کارگزاران برای کارآمدی نظام اسلامی و تعالی جامعه اسلامی برجسته است و این مسأله زمانی قابل توجه و تأمل است که مدیران در نظامی خدمت می کنند که آن نظام برخاسته از رأی مردم و نوع حکومت آن الهی و دینی باشد و از آن جا که جامعه ما جامعه ای اسلامی است بنابراین نیازمند الگویی مناسب با بینش و منش اسلامی و افق حرکتی تمدن ساز انقلاب اسلامی است تا بتواند به طور مؤثر به نیازهای بشری پاسخی ارایه نماید تا متعاقب آن نیز سعادت انسانی را تضمین نماید.

از منظر آیت الله خامنه ای به مثابه یک متفکر و اندیشمند اسلامی، مقصود نهایی از انقلاب اسلامی، رسیدن به تمدّن نوین اسلامی در زنجیره ای منطقی و مستمر است که بر چهار رکن دین، عقلانیّت، علم و اخلاق بنا شده است و برای تحقق آن بایستی پنج مرحله انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در مسیر تمدن سازی پشت سر گذاشته شوند. مقام معظم رهبری در سال 1379 در جمع روحانیون و فضلای حوزه علمیه قم در فیضیه در پاسخ به این سؤال که نقش آفرینان تمدن اسلامی چه کسانی هستند؟ فرمودند: «بدون شک مدیران جامعه جزو نقش آفرینانند …»؛ در نتیجه تمدن هر جامعه بیش از هر چیز، محصول توان مندی انسان های همان جامعه است و اولین و مهم ترین مسأله در تمدّن سازی، نیروی انسانی و جایگاه آن است. اگرچه یکی از ظرفیت های نظام اسلامی، نیروهای مؤمن هستند که به برکت ایمان و استقامت ایشان، سنّت های الهی نیز به کمک می آیند و نوید آینده ای درخشان را می دهند، امّا به خاطر وجود موانعی بیرونی و درونی، این گونه نیست که آینده ی روشن انقلاب خود به خود به وجود آید بلکه در این زمینه مسؤولیّت هایی متوجّه کارگزاران نظام و اقشار و خواص و آحاد مردم می کند.

با عنایت به تقابل آرمان و مقاصد عالی انقلاب اسلامی با نظام استکبار جهانی و نیز برنامه بلندمدت نظام استکباری در راستای تربیت و پرورش کارگزاران آتی نظام ج. ا. ایران مطابق نگرش و مکاتب فکری خود و همچنین منحرف نمودن مسیر تمدنی انقلاب اسلامی در ایران، حضرت آیت الله خمینی (ره) معتقدند: «آن ها [دشمنان] می دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند. آن ها می دانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود این ها، این کارها را انجام دهند… این ها می دانند با این ملّت نمی شود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد. قهراً آن ها می خواهند نقشه ای بکشند. حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند. آن ها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می کنند. حالا نقشه می کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند؛ یعنی، اگر دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند، بعد از سی سال نتیجه اش را آن ها می گیرند. اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیراسلامی وارد بشوند، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشوند، ولو حالا نتوانند کاری بکنند، حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند، کم کم همین دانشگاهی ها را تبلیغ می کنند، صحبت می کنند، هواخورشان می کنند؛ بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آن هاست. آن ها وقتی مقدّرات یک دولت را و ملّت را در دست گرفتند، با یک انحرافی در دست گرفتند، آن وقت هست که این ها نتیجه می گیرند، با دست خود این ها، نتیجه می گیرند» (02/06/1361)؛ بنابراین با توجه به برنامه بلندمدت دشمنان نسبت به انقلاب اسلامی ایران و استحاله کارگزاران نظام ج. ا. ایران تربیت یافته مکتب فکری استکبار و به دنبال آن به تباهی کشاندن جامعه اسلامی و همچنین به منحرف نمودن مسیر تمدّنی انقلاب اسلامی توسط آن کارگزاران، اهتمام به حرکت های بلندمدت در راستای تحقق آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی حیاتی است.

به تعبیر آیت الله خامنه ای، «حرکتِ بلندمدّت» لازمه تحقق آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی است؛ آرمان های بزرگی مانند عزّت ملّی، اعتماد به نفس ملّی، استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آزادی (آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی عمل)، استقرار عدالت، نفی تبعیض، نفی فاصله های طبقاتی، پیشرفت های مادّی و تمدّنی به برکت علم و فن آوری، رشد اخلاق های معاشرتی (رحم، انفاق، ایثار، کمک، تعاون و…)، آماده سازی فضا برای رشد معنویّت و رهایی از بردگیِ شهوت و غضب در انسان های مستعد: «بدیهی است که این آرمان ها در کوتاه مدّت تحقّق پیدا نمی کند؛ اگر بخواهیم این آرمان ها در جامعه تحقّق پیدا کند، یک حرکت بلندمدّت لازم دارد. یعنی چه؟ یعنی زنده بودن انقلاب. ببینید! این که مدام می گوییم انقلابی باشیم، انقلابی بمانیم، معنایش این است. اگر چنان چه این استمرار با آگاهی و هوشیاری و دقّت نظر و مانند این ها باشد، تحقّق این آرمان ها قطعی خواهدشد» (07/03/1397).

نکته حائز اهمیتی که در این مبحث قابل ذکر است حضرت آیت الله خامنه ای ضمن اهتمام به «حرکتِ بلندمدّت» به منظور تحقق آرمان های بزرگ انقلاب اسلامی، در باب خدمت رسانی نیز توصیه مؤکّد و حکیمانه ای نیز به کارگزاران خود دارند و آن اهتمام به کارهای زیربنایی و اساسی توأم با کارهای فوری و اضطراری است: «نه باید فقط چسبید به کارهای زیربنایی و از نیازهای روزمره‌ی مردم غافل شد – که این بسیار چیز خطرناکی است – و نه عکسش درست است که ما سرگرم شویم به کارهای امداد و فوری و اضطراری، و از آن چیزهایی که نگاه بلندمدتِ ما را اقتضا می کند، غافل شویم» (08/12/1384). همچنین در تبیین اهتمام دوگانه ی یادشده بیان می کنند: «کارهایی که یک دولت باید انجام دهد، به‌طور کلّی دو نوع است: یک نوع کارهای سازندگىِ اساسی است، یک نوع کارهایی است که برای تسهیل زندگی فعلی مردم مورد نیاز است. طبیعت و مقدّمات این دو کار با همدیگر تفاوت دارد. اگرچه آن کارِ نوع اوّل در نهایت به این نتیجه مطلوب از کارهای نوع دوم منتهی خواهد شد؛ یعنی شما که امروز چه در زمینه نفت، راه، صنعت، کشاورزی و چه در زمینه بازرگانی و … تلاش می کنید، کارهای ماندگاری انجام می دهید که بالاخره سه، پنج یا ده سال دیگر در زندگی مردم منعکس خواهد شد و مردم نتیجه کار شما را بلاشک در سفره، خانه و جیب خودشان حس خواهند کرد؛ لیکن این کارها علی‌العجاله کارهای بلندمدّت و سازنده قواره کلّی کشور است. اما نوع کار دوم، کارهای روزمرّه است که به نظر من ظرافتش بیشتر از کارهای اساسی و بنیادی است. روزمرّه که میگویم، به معنای آن روزمرّگی ضدّ ارزش نیست که بگوییم دچار روزمرّگی شده‌ایم؛ نه، بلکه منظور کارهای نقد است؛ آن‌چه که امروز احتیاج است که از حضور آن کار، برای پیشبرد کشور و رسیدن به اهداف استفاده کنیم» (05/06/1382).

نکته قابل تذکر و تأمل، لزوم وفاق و هم بستگی بین افکار و اندیشه رهبران فکری و دینی جامعه، کارگزاران تراز دولت اسلامی در ایران (به مثابه سیاست) با آرمان ها و موازین اسلامی (به مثابه دیانت) خواهدبود که یادآور جمله حکیمانه از شهید سیدحسن طباطبایی قمشه ملقّب به آیت الله مدرّس (ره) است که فرمودند: «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» (07/05/1303)؛ به منظور تبیین اجمالی لزوم وفاق و هم بستگی اشاره شده، می توان چنین استدلال نمود که اگر صرف رهبری خوب بدون داشتن مدیران لایق و با کفایت می توانست جامعه ای را بسازد، این امر در دوران انبیاء و صدر اسلام تحقق می یاقت. آن جا که کنار رهبران الهی مدیران صالح و با کفایت حضور داشتند، تأثیر تبلیغ و تربیت آنان نمایان می گشت و به همین خاطر است که در روایات شرط ظهور مصلح جهانی حضرت ولی الله اعظم (عج) را تربیت 313 نفر از صالحانی دانسته است که حضرت با مدیریت آن ها جهان را اداره کند؛ البته اساس تربیت مدیران به تعلیم و تربیت جامعه در خانواده، مدرسه، دانشگاه و حوزه های علمیه برمی گردد و نهادهایی باید به پرورش مدیران بپردازند که جای آن در کشور خالی است اما با این حال رهبر فرزانه انقلاب در مدت 30 سال، مرتب با نصایح و توصیه های شان و بعضا تعریفات و یا هشدارها که نسبت به مدیران داشتند، به نوبه ی خود در شرایط زمانی مختلف به اصلاح رفتار مدیران پرداخته اند.

با مروری اجمالی بر ادبیات و گفتمان رهبران انقلاب اسلامی در حوزه انتظارات رفتاری و عملکردی از کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ملاحظه می گردد که شایستگی مورد نیاز و انتظار کارگزاران ج. ا. ایران آن چنان که در دنیای رقابت پیچیده ی کسب و کارهای امروزیِ سایر جوامع وجود دارد، دارای تفاوت های عمیق و اساسی است.

هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع‌کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد- خود به خود- از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل می‌کند (موسوی خمینی، 19/11/1357).
در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی‌توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‌اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند (موسوی خمینی، 11/08/1357).
هر چه صاحب منصب ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد. مردم بفهمند که هر درجه‌ای که این بالا می‌رود با مردم متواضعتر می‌شود (موسوی خمینی، 06/03/1358).
تمام قشرهایی که می‌خواهند خدمت کنند به این کشور، توجه داشته باشند که همه اینها خدمتگزار اسلامند. الآن جمهوری اسلامی است. و شماها از جنود اسلامی هستید. لشکر اسلام هستید. شما کارمند اسلام و کارمند امام زمان هستید. توجه کنید که نبادا یک وقتی یک خطایی بکنید بر خلاف مسیر اسلام. بر خلاف مسیر جمهوری اسلامی قدمی بردارید. این یک وظیفه خطیری است برای همه. برای ما و برای شما (موسوی خمینی، 25/09/1358).
من از کارمندان وزارتخانه‌ها می‌خواهم که زیر بار ننگ اطاعت از غاصبان حقوق ملت نروند، کمک به این یاغیان و اطاعت از آنان حرام و مخالف شرع و عقل است (موسوی خمینی، 09/11/1357).
ما هرجا یکمدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است … ما بن‌بست نداریم؛ ما راهی که نتوانیم حرکت کنیم و پیش برویم نداریم؛ ما میتوانیم پیش برویم، یک خرده بایستی به خودمان تحرّک ببخشیم. یکی از الزامات، مدیریّت کارآمد و متعهّد و متدیّن است (خامنه ای، 01/01/1396).
سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، که همین سه باور به او قاطعیت می داد، شجاعت می داد و استقامت می داد: باور به خدا، باور به مردم و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در همه ی حرکت های امام، خود را به معنای واقعی کلمه نشان داد (خامنه ای، 14/03/1392).
سه خصوصیت در مسؤولان کشور لازم است، که اگر این سه خصوصیت در آن ها وجود داشت، آن گاه این نیروی عظیم ملّی می تواند جلوی هر گونه خباثت و دشمنی دشمنان را بگیرد. این سه خصوصیت، «تقوا» و «شجاعت» و «خودآگاهی» است. مسژولان کشور – فرق نمی کند؛ در همه قوا؛ چه یک مدیر دولتی، چه یک قاضی دادگستری، چه یک نماینده مجلس، چه عضو شورای نگهبان، چه عضو مجلس خبرگان، چه مسؤولان نیروهای مسلّح- باید این سه خصوصیت را داشته باشند تا کشور آسیب ناپذیر باشد (خامنه ای، 19/10/1380).
لحظه ها را باید شناخت. اگر چنانچه انسان وقت شناس نباشد، نداند کدام کار را در کجا باید انجام داد، ممکن است خطاهای بزرگی از انسان سر بزند (خامنه ای، 02/08/1389).
امروز بیشتر از همه چیز برای ما هوشیاری لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است. مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید؛ مبادا رفتاری که با دشمن باید داشت، با دوست انجام بدهید (خامنه ای، 15/04/1388).

ملاحظه گردید که موضع شایسته سالاری در اندیشه های رهبران انقلاب اسلامی به گونه ای منحصربفرد نمود دارد؛ به این ترتیب شایستگی های مورد نیاز کارگزاران نظام ج. ا. ایران و تراز دولت اسلامی با شایستگی های مورد انتظار در سایر جوامع متفاوت است.

بنابراین نگارنده مطابق با گفتمان رهبر معظّم انقلاب و هم راستا با مراحل سه گانه خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی (مستخرج از متن بیانیه گام دوم انقلاب) و نیز مراحل دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی (سیر تکاملی انقلاب اسلامی)، شایستگی های کارگزاران تراز دولت اسلامی در ایران را در هرم سه سطحی «تحوّل گرا، تعالی بخش و تمدّن ساز» معرفی می نماید.

مبنای هرم شایستگی که در شکل ترسیم گردیده برگرفته از لزوم تحوّل و صیرورت دائمی در مسیر انقلاب در گذر از مرحله انقلاب اسلامی تا تمدن نوین اسلامی است که آیت الله خامنه ای معتقدند: «دولت اسلامی، جامعه اسلامی، تمدّن اسلامی؛ این مراحلی است که وجود دارد. بنابراین انقلاب تمام نمی شود، انقلاب استمرار دارد، انقلاب ادامه دارد، انقلاب متوقّف نمی شود. یک صیرورتی وجود دارد؛ صیرورت یعنی شدن، شدنِ دائم، تحوّل دائمی؛ در مسیر انقلاب یک صیرورت دائمی ای وجود دارد که این صیرورت دائمی، به تدریج آن آرزوهای بزرگ را، آن ارزش های والا را، آن آرمان ها را در جامعه تحقّق می بخشد» (07/03/1397). به عبارتی دیگر می توان گفت «تمدن سازی»، تجلّی و بروز و ظهور «تحوّل گرایی» در عالی ترین سطح خود است. برابر آن چه که در بیانیه گام دوم انقلاب (1397) نیز تصریح شده است: « انقلاب اسلامی پس از نظام سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمی شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی بیند، بلکه از نظریّه ی نظام انقلابی تا ابد دفاع می کند». بنابراین «نظریه نظام انقلابی» به مثابه موتور محرکه انقلاب اسلامی در گذر از دولت اسلامی تا تمدن نوین اسلامی خواهد بود.

می توان مبتنی بر گفتمان آیت الله خامنه ای، مصداق بارز تحوّل گرایی و مبدع نظریه نظام انقلابی را نیز بنیان گذار ج. ا. ایران آیت الله خمینی دانست: «این خصوصیتی که امروز بحث می کنیم، جزو مهم ترین و برجسته ترین خصوصیّات امام بزرگوار است و آن عبارت است از روحیه تحوّل خواهی و تحوّل انگیزی امام بزرگوار. امام، روحاً هم یک انسان تحوّل خواه بود، هم تحوّل آفرین بود. در مورد ایجاد تحوّل، نقش او صرفاً نقش یک معلّم و استاد و مدرّس نبود؛ نقش یک فرمانده داخل در عملیّات و نقش یک رهبر به معنای واقعی بود. ایشان بزرگ ترین تحوّلات را در دوران خودشان، در زمان خودشان در حوزه های متعدّدی و در عرصه های متنوّع زیادی ایجاد کردند» (14/03/1399). ایشان با بهره مندی از فرمایش رسول خدا (ص) درباره صفت مؤمن، استعاره رُهبانُ الَّیلِ أُسدٌ بِالنَّهار (عابدان شب و شیران دلیر روز) را شأن سیره و سلوک آیت الله خمینی در رهبری انقلاب اسلامی و نظام ج. ا. ایران برشمردند: «آن چه یک ملت از این طریق و از طرق معنوی به دست می آورد، یک پشتوانه‌ای می شود، ذخیره‌ای می شود برای این که بتواند در همه‌ی میدان های زندگی، با اراده‌ی راسخ و با عزمِ مقاوم در مقابل مشکلات پیش برود؛ بن‌بست ها را باز کند، کارهای بزرگ انجام دهد. پشتوانه‌ی همه‌ی این ها، این معنویت است. کسی مثل امام بزرگوار ما که یک تنه وارد شد و توانست به برکت عزم و اراده‌ی راسخ و ایمان و توکل، همه‌ی ملت را بسیج کند و این حرکت عظیم را راه بیندازد، بیش از هر چیز متکی بود به همان جوشش قلبی، معنوی، روحی، توکل، معرفت، عبادت. تا آخر عمر هم این بزرگوار با وجود پیری و ناتوانی و شکستگی، نیمه‌ی شب برمی خاست، اشک می ریخت. ما خبر داشتیم از نزدیکان ایشان که به همه‌ی خصوصیات زندگی ایشان واقف بودند، شنیده بودیم، اطلاع داشتیم؛ ایشان نیمه‌های شب برمی خاست، از خدای متعال استمداد میکرد – «رهبان اللّیل»- شب با آن حالت، آن وقت روز مثل شیر غرّانی می آمد توی میدان ها، قدرت ها را شکست می داد، ضعف های ملت را برطرف می کرد، اراده‌های همه‌ی ما مردم را تقویت می کرد و راه می انداخت؛ به برکت آن پشتوانه‌ی معنوی. یک یک شما مردم عزیزمان – به خصوص جوان ها، به خصوص جوان ها – می توانید به همان منبع و معدن عظیم قدرت، با توکل، با ارادت، متصل شوید و استفاده کنید و استفاضه کنید و نورانی شوید و نقش ایفا کنید» (25/02/1392).

اهم راهبردهای مؤثر در تقویت هرم شایستگی سه گانه کارگزاران تراز (استحکام ساخت درونی، اندیشه ورزی، نجم و الگوسازی در جهت انسجام نسلی)

در منظومه گفتمانی و فکری آیت الله خامنه ای کلیدی ترین و مبنایی ترین راهبردی که می تواند مسیر انقلاب اسلامی را در رسیدن به تمدن نوین اسلامی تسهیل و تسریع نماید، تمرکز کارگزاران روی «استحکام ساخت دورنی خود مبتنی بر آموزه های اسلام ناب» است: «در پیشرفت به سمت هدف های آرمانی، باید ساخت درونی قدرت را استحکام بخشید؛ اساس کار این است» (30/04/1392). استحکامی که معنویت از ارکان آن محسوب می شود و حاکمیت عقل، خردمندی و فرزانگی جلوه گر می شود؛ بنابراین راهبرد بهره مندی از اندیشه ورزی و متعاقب آن گفتمان سازی و نظریه پردازی موضوعیت خواهد یافت.

در باب اندیشه ورزی آیت الله خامنه ای معتقدند: «این کار هرچه پیش برود و به آن اهتمام بشود و برایش سرمایه‌گذاری فکری و انسانی بشود، برکاتش بیشتر ظاهر خواهد شد. این اندیشه‌ورزیِ اهل علم و اهل فکر و خِبرگان ملّت، بسیار مهم است» (15/06/1397). ایشان حتی در عالی ترین خبرگانی نظام ج. ا. ایران، استقرار هیئت اندیشه ورزی را با دستور کار و کارکردهای مشخص توصیه می نمایند: «در این مجموعه‌ی مجلس خبرگان میتوان یک هیئت اندیشه‌ورزی را تصوّر کرد -چون بحمدالله اشخاص صاحب اندیشه، صاحب فکر در این مجموعه‌ی هفتاد هشتاد نفری کم نیستند- که وظیفه‌ی این هیئت اندیشه‌ورز این باشد که یک نگاه کلانی بکند به مسیر انقلاب از اوّل تا امروز. خب، این انقلاب یک اهدافی داشته است، یک حرکتی شروع شده است به سمت اهداف؛ نگاه کنند تا ببینیم که به این اهداف چقدر نزدیک شده‌ایم، به کدامش نزدیک شده‌ایم، در مورد کدام هدف توقّف داشته‌ایم، در مورد کدام هدف پس‌رفت داشته‌ایم» (30/06/1396).

بنابراین در فضای گفتمانی و نظریه پردازی مبتنی بر خردورزی است که شایستگی های مورد انتظار را می توان تقویت و گسترش داد. از حیث دایره شمول مسائل مطرح در باب اندیشه ورزی، آیت الله خامنه ای معتقدند مقولات زیربنایی و اساسی کشور نیز به فکر، اندیشه و اندیشه ورزی نیاز شدیدی دارد: «کشور در مقولات زیربنائی، نیاز شدیدی دارد به فکر، اندیشه، اندیشه‌ورزی. خیلی از مقولات اساسی وجود دارد،… احتیاج داریم به این که در آنها اندیشه‌ورزی کنیم و فکر را به کار بیندازیم… برویم فکری بکنیم برای فکر، برای اندیشه‌ورزی، فعال کردن اندیشه‌ها. البته این مسئله شرائطی دارد، زمینه‌هائی دارد، امکاناتی دارد؛ بعضی اش را داریم، بعضی اش را نداریم، می توانیم کسب کنیم. این جزو چالش های اساسی یک ملت است؛ ملتی مثل ما که مانند مرداب یک جا نمانده؛ مثل رودخانه‌ی خروشان در جریان است. ما این جوریم دیگر؛ ما در حال جریانیم، داریم پیش می رویم. زد و خورد و به این طرف و آن طرف خوردن و مواجه شدن با مانع هست، اما پیشرفت متوقف نمی شود. ما یک چنین ملتی هستیم؛ پس احتیاج داریم به این که به این مسئله فکر کنیم. بنابراین نیاز شدید کشور به فکر و اندیشه، بخصوص در مقولات زیربنائی» (23/08/1391).

از دیگر اهم راهبردهای مؤثر در تقویت شایستگی های کارگزاران تراز دولت اسلامی در ایران، راهبرد شناسایی، هدایت و به کارگیری مؤثر نیروهای جوان مستعد (نجم) است. جایگاه و اهمیت وارد کردن عنصر جوانی به میدان مدیریتی کشور در گفتمان آیت الله خامنه ای به حدّی شدت دارد که ایشان مهم ترین و عالی ترین بیانیه دوران رهبری خویش را که در افق تمدنی انقلاب اسلامی صادر نمودند خطاب به جوانان معرفی کردند؛ بیانیه ای که سر تا سر امید به جوانان و توصیه مؤکد در جهت تحقق نقش آفرینی جوانان در عرصه های کارگزاری و مدیریتی کشور است. ایشان در باب راه کارهای عملی تحقق نقش آفرینی جوانان و ضرورتِ کشاندن نسل جوان متعهد حزب اللهی به عرصه ی مدیریت کشور بیان می کنند: «اگر نسل جوان وارد عرصه ی مدیریت شد، و مدیران ارشد نظام از جمله ی جوان های متعهد [شدند] – که من گفتم جوان های متعهد حزب اللهی، یعنی واقعاً باید حزب اللهی باشند؛ به معنای درست کلمه ی حزب اللهی -، آن وقت آن حرکت عمومی کشور طبعاً استمرار پیدا می کند، سرعت پیدا می کند و انجام می گیرد» (01/03/1398).

به اعتقاد آیت الله خامنه ای اعتماد به جوان شرایط و الزاماتی دارد که توجه به آن ها حیاتی و ضروری است: «تجربه من این است که اگر ما به جوان اعتماد کنیم – آن جوانی که شایسته دانستیم، به او مسؤولیت بدهیم و صلاحیتش را داشت؛ نه هر جوانی و هر مسؤولیتی- از غیر جوان، هم بهتر و مسؤولانه تر کار انجام می دهد، هم سریع تر پیش می برد، هم کار را تازه تر و همراه با ابتکار بیشتری به ما تحویل خواهد داد؛ یعنی روند پیشرفت در کار حفظ می شود. بر خلاف غیرجوان که ممکن است کار را بالفعل خوب انجام دهد؛ اما روند پیشرفت در آن متوقّف خواهدشد. غالباً این گونه است» (07/02/1377)؛ بنابراین رعایت ملاحظاتی در باب جوان گرایی می تواند سلامت این مهم را تضمین نماید تا این فرصت تاریخی و تمدن ساز با افراط و تفریط و برخی خطاها به تهدید تبدیل نشود؛ ملاحظاتی از قبیل: جوان گرایی متناسب با هر مأموریت و مسؤولیت، بهره مندی هم زمان از تجربه ارزشمند و گران بهای پیش کسوتان و مدیران موفق گذشته، جوان گرایی مبتنی بر شایسته سالاری، مراقیت از آفت آقازادگی به بهانه جوان گرایی، جوان گرایی مبتنی بر فرآیند و سازوکارهای منطقی با دوره زمانی مناسب، تعالی رهبران و مدیران فعلی در جهت اهتمام ویژه به تنوع و انسجام نسلی.

با عنایت به حضور نسل های متنوع در دستگاه های اجرایی امروزی، راهبرد اهتمام به الگوسازی در مجموعه مبتنی بر آزادی معنوی و سلامت اخلاقی و رفتاری نیز از اهمیت قابل توجهی برخوردار است به گونه ای که آیت الله خامنه ای، «الگوسازی» را از اساسی ترین کارها برای جوانان می دانند: «الگوسازی، یکی از اساسی ترین کارهاست. ما الگوهای خوب خیلی داریم. اینقدر جوان های خوب، اینقدر چهره های نورانی – در تاریخ که بماند – در زمان خودمان داریم که همین قدر کافی است با تعریف هر کدام از این ها – تعریف به معنای معرفی کردن – یک چهره برجسته و یک الگو جلوی جوان مان بگذاریم» (13/02/1391)؛ که این الگوسازی در مجموعه های سازمانی نیز می تواند در انسجام نسلی نقش کلیدی و ممتازی را ایفا نماید.

برابر آن چه که در متن بیانیه گام دوم انقلاب (1397) نیز آمده است: «مهم ترین ظرفیت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیت جوان زیر چهل سال که بخش مهمّی از آن، نتیجه موج جمعیّتی ایجادشده در دهه شصت است، فرصت ارزشمندی برای کشور است»؛ بنابراین در بحث جوان گرایی اهتمام ویژه به ظرفیت جوانان مستعد و شایسته دهه شصت حائز اهمیت است؛ جوانانی که همواره در کنار آفرینش های علمی، پژوهشی، مهندسی، صنعتی و …، در عرصه های ایمانی، جهادی و فرهنگی مانند مناسک اعتکاف رجبیه، مناجات رمضانیه، راهپیمایی تمدنی اربعین حسینی، اردوهای جهادی و… سرآمدند.

با عنایت به تأکیدهای آیت الله خامنه ای در فراهم سازی زمینه برای روی کارآمدن دولت جوان و حزب اللهی (01/03/1398)، نگارنده با بهره گیری از معارف قرآنی – وَبِالنَّجْمِ هُمْ یهْتَدُونَ (نحل؛ 16)- شناسایی، به کارگیری و هدایت نیروهای جوان مستعد مشاغل مدیریتی (نجم) را راهبردی مؤثر در جهت تقویت و گسترش شایستگی های کارگزاران تراز دولت اسلامی در ایران و نیز تحقق روی کارآمدن دولت جوان و حزب اللهی می داند مشروط به رعایت ملاحظاتی که در قبل شرح آن ها گذشت؛ به علاوه ی توجه به این نکته که به تعبیر آیت الله خامنه ای، در کارهای چندنسلی انتظار تحقق در زمان کوتاه وجود ندارد: «این کارها، کارهای چندنسلی است. مقاصد و نتایجی که مورد نظر ماست، انتظار نداریم حتماً در زمان کوتاهی تحقق پیدا کند؛ لیکن توقّع داریم که تحرّکی به وجود بیاید و احساس پیشرفت شود» (27/12/1383)؛ همچنین معتقدند: «کارهای بزرگ ممکن است گاهی در طول یک نسل به دست بیاید؛ باید دنبال کرد، باید حرکت کرد. خیلی از کارها هست که ما اگر در ده سال پیش، پانزده سال پیش این کارها را شروع می کردیم، امروز به نتایجی رسیده بودیم» (02/04/1394).

بسیج سفیران تحوّل گرا، تعالی بخش و تمدّن ساز

به طور خلاصه از برآیند مباحث اشاره شده در باب شایستگی های کارگزاران تراز دولت اسلامی در ایران می توان چنین نتیجه گرفت که نظام ج. ا. ایران با تربیت و سازماندهی مؤثّر و هوشیارانه ی کارگزاران ترازِ دولت اسلامی در قالب «بسیج سفیران تحوّل گرا، تعالی بخش و تمدّن ساز» برابر وعده و سنت الهی (اِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْكُمْ وَیثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ «محمّد، 7»؛ وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ «قصص، 5»؛ إِنَّ اللَّهَ یدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا «حج، 38»؛ وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ «حج، 40»؛ وَكَانَ حَقًّا عَلَینَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ «روم، 47») خواهد توانست در افق تمدنی انقلاب اسلامی و جایگاه رفیع مؤمنان (وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ «آل عمران، 139») در جهان و عرصه های بین المللی تأثیر گذار بوده و بشریت نیز از آفرینش های آن تأثیر بپذیرد و در نهایت با شناخت حکیمانه و درست گذشته و درس گرفتن از تجربه های انقلابی، گام های مجاهدانه و استوارتری (َیثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ «محمّد، 7») در جهت تمدّن سازی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) در آینده بردارد؛ إن شاءالله تعالی.

با عنایت به وجود کوتاهی ها، کمبودها و برخی اشکال ها در کارگزارها که حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به سؤالی که پرسیدند: اشکالاتی که در جامعه مشاهده می کنیم به ساختار برمی گردد یا به کارگزاران؟ بیان می کنند: «من مشکلی در ساختار نمی بینم. ما کارگزارها اشکال داریم؛ در این شکّی نیست. کارگزارها کوتاهی دارند، سلایق گوناگون دارند، ناتوانی‌هایی دارند، کمبودهایی دارند. اشتباه ماها هم مثل اشتباه‌ اشخاص عادّی نیست؛ ما وقتی اشتباه می کنیم، اشتباه مان شکاف های بزرگی در متن جامعه به وجود می‌آورد» (01/03/1398) پیشنهاد می گردد به موجب مقاصد عالی و آرمان های انقلاب اسلامی ایران، نظام ج. ا. ایران به منظور تحقق حداکثری آن آرمان ها در افق حرکتی تمدّنی انقلاب اسلامی، بهره گیری از بسیج سفیران تحوّل گرا، تعالی بخش و تمدّن ساز در گام دوم انقلاب را به عنوان راهبردی هوشیارانه در دستور کار خود قرار دهد.


لینک منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا