فرهنگ

مردی که متعلق به اینجا نیست

گفتگوی با مرد مشکی پوش به نام حامد زارعی درباره ی سورئالیسم:

عجیب است، گنگ است، بیش از اندازه خودش است، از حرکات و رقص های عجیبش گرفته تا قدم زدن در خیابان های تهران با همان ظاهر آشفته ی همیشگی …
میرقصد، این سرخوشی برایش مانند یک سلاح است، برای مقابله با تنش های محیط، تا متوجه نشود، تا گم شود. موسیقی و طراحی برای او نیز برای همین است، برای نبودن، برای گم شدن، برای اینکه بشود برای چند دقیقه هم که شده از این دنیا فاصله گرفت..
دنیای او هرکجا هست، اینجا نیست.

[مردی که متعلق به اینجا نیست ]

سورئال به معنای لغوی این است: فراواقع گرایی یا ماوراء طبیعه برای آشتی بین انسان و رویاهایش پدید آمد و یکپارچگی بین این دو را رقم زد.
مکتب و فلسفه ی سورئال بر پایه فراموشی دادائسم از فرانسه شروع شد به همراه آن ادبیات، نقاشی و معماری آن پدید آمد ولی من بر این باورم که سورئال نه تنها مکتب صد ساله نیست بلکه قدمتی به بیش از این و حتی قبل از خلقت فکر دارد. 
چطور می شود دنیایی به این عظمت رو واقعی ببینیم در صورتی که ممکن است رویای فرا زمانه یک فرد یا افرادی باشند که ما همچنان به دنبال کشف رموز آن هستیم؟
وقتی صحبت از فکر میشود عوام بر این باورند که باید روی یک موضوع خاص تامل کنند درصورتی که قبل از آنکه فکر کنند، فکر است که اورا فراخوان میدهد و باعث شگفتی میشود.
همان است که تورا هدایت میکنند تا با او همراه شوی و دست به قلم ببری و خالق چیزی شوی که در عوالم وجود قبل از آن به آن فکر شده و خلق شده است.
همانند اهرام مصر زیگورات ها در ایران، چیچن ایتزا مکزیک (مایا)، آرامگاه چی شی هوانگ با تفاوت قدمتی متفاومت و موقعیت جغرافیایی مختلف پس از این باب فکر است که قبل از آنکه اندیشه کنی تورا انتخاب میکند به همین دلیل است که افراد سورئالیست رو میتوان در بازه زمانی مختلف پیدا کرد و با انها هم سو شد چون رویای من همان است که در وجود و سرشت خلقت است فقط کافیست به آن اندیشه کرد و آن را خواست.
پس هرکسی میتواند یک فرد سورئالیست باشد کافیست با رویای خود آشتی کند و خود او شود.
افرادی همچون فروید، دالی، هیتلر، چاپلین، ونگوگ و آراگون در گذشته افراد سورئالیستی بودند که تاثیر شایانی در ذهن مخاطب ایجاد کردند و بعد از این همه سال من سورئال رو به شیوه ی نوینی خواهم نوشت که همگان از من به عنوان اولین سورئالیست ایرانی نام ببرند و سورئال رو به قبل و بعد از خودم تقسیم کنم تا جایی که بشود بدون کلام، صحبت کرد بدون نگاه تشخیص داد، بدون گوش یاد گرفت این یعنی سورئال.

 

کدخبر: 13009

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا