فرهنگ

«هوازن» از حنجره عاشق «کاوه‌ آهنگر» به آسمان برخاست.

نمایش «هوازن» کاری ازگروه هنری «خانه هور» به نویسندگی و کارگردانی «رسول حق شناس»

نمایش «هوازن» کاری ازگروه هنری «خانه هور» به نویسندگی و کارگردانی «رسول حق شناس» با بازی «سمیه کیادربندسری»،«رضا فرحی»،«حنانه فتح اللهی»… از تاریخ 20 مهر لغایت 20 آبان 1400 ساعت 17 در تماشاخانه مهرگان در حال اجرا بود که با آغاز جشنواره تئاتر استان تهران آخرین اجرای خود را در روز جمعه 14 آبان به پایان رساند. داستان این نمایش روایتی از عاشقانه‌های یک کولبر کورد است که جانش را بر سر یک عشق سه سویه از دست ‌می‌دهد. به همين منظور گفتگویی با «رسول حق شناس» نویسنده و کارگردان نمايش و «رضا فرحی» بازیگر نقش «کاوه» انجام شده است.

رسول حق شناس: کارگردان و نویسنده نمایش «هوازن»

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید؟

رسول حق شناس، درحوزه هنرهای نمایشی چون بازیگری،کارگردانی، نویسندگی سریال، فیلم‌نامه و نمایش‌نامه فعاليت دارم.

«هوازن» به چه معناست؟ دليل انتخاب نمایشنامه به اين نام چيست؟

«هوزان» در زبان کوردی یعنی آوازه خوان، متن بر اساس یک افسانه کوردی به نام «کالئ» بود که مبنايش آوازه خوان بودن نقش عاشق پيشه نمايش به نام «کاوه آهنگر» بود.اصولا نمایش‌های‌خودم را از وقایع مستند یا آثار محلی انتخاب می‌کنم. «افسانه کالئ» را هم از زبان «آقای صلاح الدین اسماعیلی» از هنرمندان کامیاران و مدیر گروه هنری شانو شنيدم.

انگيزه اصلي شما از نگارش نمایش‌نامه « هوازن» شد؟

بهره‌برداری‌های جناحی از زندگی کول‌بران همیشه برای تسویه حساب‌های گروهی بوده اما ما خواستیم در این میان روایت تازه‌ای از زندگی یک‌کول‌بر را ارائه دهیم، کول‌بر هم می‌تواند عاشق شود، هم گلوله‌های سرگردان لب مرز می‌تواند از سلاح های بی هویت شلیک شود. وظیفه هنرمند نه خنداندن محض است و نه گریاندن محض. کارگردان زوایای پنهان جامعه را به صحنه می‌کشاند.

آيا شما از بازيگران بومي براي اين كار استفاده كرديد؟

بازيگران ما كورد زبان نبودند بلكه از بين هنرجويان جوان در قالب پروژه از توليد تا اجرا انتخاب شدند البته در حين نگارش نمايشنامه مشاورکورد زبان هم داشتیم.

استقبال مخاطبان از اجرای این نمایش چگونه بوده است؟

استقبال بی‌نظیر بود، با توجه به شایعه موج ششم کرونا با توجه بی‌مهری به هنرمندان استان تهران، محدود بودن ورود تماشاگر در سالن، ‌ما هر شب میانگین بین ۲۰ الی ۳۰ تماشاگر مطابق با تعداد پروتکل‌های بهداشتی داشتیم، فقط جای کردها و جامعه کردهای مقیم تهران در تماشاخانه مهرگان خالی بود.

آیا براي صدور مجوز برای اجرای نمایش با محدودیت‌هایی روبه‌رو شدید؟

نه محدودیتی وجود نداشت، با اینکه موضوع نمایش ما امنیتی بود ولی صعه صدر مسئولین ما را یاری کرد هر چند بی توجهی مسئولین تاتر شهرستان‌ها شاید کمی ما را از آرمان‌های مورد نظرمان دور کرد.

نقاط قوت و ضعف نمایش از نظر شما چیست؟

از نظر من حضور هنرجویان شهرستانی که فرصت‌های زیادی برای حضور در عرصه‌های مختلف این حوزه و آموزش هنر بازیگری در قالب یک پروژه، بکر بودن موضوع و هم‌چنین اجراي آواز زنده کردی و فارسی با صدای خواننده بی‌نظیر این روزهای سینما و تلویزیون «آقای محمود رضایی» از نقاط قوت کار و حضور کارگردان و نویسنده‌ای به نام «رسول حق شناس» از نقاط ضعف اثر بود.

آيا در نظر داريد اجراي شهرستان هم داشته باشيد؟

از آن‌جایی که من کارگاه بازیگری از تولید تا اجرا دارم، در این‌کارگاه‌ها با استفاده از استعدادهای درخشان بی‌نام شهرستان‌ها در تماشاخانه‌های مهم تهران این فرصت را فراهم می‌کنم که این عزیزان نیز بهره مند شوند.

آيا اين نمايشنامه قابلیت تبدیل به فيلمنامه يا حتي سريال را دارد؟

از آن‌جایی که من برای سریال‌های شبکه‌های مختلف تلویزیون مي نويسم قطعا اگر تهیه کننده‌ای تمایل به همکاری در حوزه مدیا داشته باشد من اعلام آمادگی می‌کنم.

رضا فرحي بازيگر نقش « كاوه»

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید؟

سلام عرض می‌کنم خدمت شما بزرگوار. قبل از معرفی خودم جا دارد از شما و تمامی عواملی که برای حمایت از هنر، تاتر و هم‌چنین هنرمندان خبرهایی را تهیه می‌کنید، تشکر کنم که از نمایش‌های در حال اجرا حمایت می‌کنید. این سعادت نصیب بنده شد که از بازیگران نمایش «هوزان» باشم. رضا فرحی هستم فارغ التحصیل رشته بازیگری. در حدود شانزده سال است که در عرصه هنر نمایش و تصویر فعالیت می‌کنم. در سال ۱۳۸۴ ابتدا با عنوان بازیگر به این عرصه ورود کردم. تا به امروز در حدود ۲۷ اثر نمایشی در ژانرهای متفاوت به صورت اجرای عموم و جشنواره، 9 کار تصویر فیلمهای کوتاه؛ نیمه بلند، یک سینمایی و سریال ایفای نقش کرده ام. بعد از گذشت سالها با توجه به تجربیات و مطالعاتی که داشتم در سال 1393 وارد عرصه کارگردانی شدم . تاکنون هشت نمایش روی صحنه بردم. چهار اثر نمایشی نیز به ثبت رسانده ام. البته هنوز خود را یک هنرجوی ابتدای راه می‌دانم، زیرا معتقدم که هنر انتها ندارد و باید به دانش و تجربیاتم اضافه کنم.

انگیزه شما از انتخاب نقش «کاوه» در نمایش «هوازن» چه بوده است؟

به طور کلی در ابتدا ملاک برای انتخاب و اجرای هر نقشی که به من پیشنهاد داده می شود، به ارتباط عمیق با آن شخصیت فکر می‌کنم. نکته قابل توجه دیگر دور بودن کاراکتر قصه از شخصیت حقیقی خودم است که می‌توان گفت جزء اصلی‌ترین انگیزه من برای انتخاب نقش است اما در مورد انتخاب کاراکتر «کاوه» در نمایش «هوزان» این موارد را پایه و اساس قرار دادم و نقش را پذیرفتم.

چقدر خودتان را به این کاراکتر نزدیک می بینید؟

همان‌طور که در سوال قبلی عرض کردم هیچ‌وقت به دنبال نزدیک بودن شخصیت حقیقی‌ام با کاراکتر قصه نبودم. بیشترین نکته‌ای که برایم حائز اهمیت بود و هست ارتباط برقرار کردن با کاراکتر می‌باشد. لذا ترجیح می‌دهم شخصیت حقیقی خودم را با کاراکتر نمایش ادغام کنم و یک شخصیت خلق کنم برای ایفای نقش جدید.

برای اجرای این نمایش با محدودیت خاصی مواجه نشدید؟

خیر، محدودیتی پیش روی گروه اجرایی قرار نگرفت اما دغدغه ای در رابطه با گویش کوردی برای بازیگران روی صحنه پیش آمد زیرا تمام بازیگران فارس زبان بودیم، تمام تلاش در این بود که گویش کوردی را به نحو احسن اجرا کنیم که با تأمل و تمرینات مکرر موفق به حل این دغدغه شدیم.

استقبال تماشاگران را چطور بود؟

برای پاسخ به این سوال باید بگویم خدا را شکر نگاه مخاطبین به نمایش نگاهی مثبت بود. در طول نمایش به وفور در چهره‌ی مخاطبین تغییر و ارتباط برقرار کردن با هر صحنه از نمایش دیده می‌شد. یکی از جالب‌ترین و زیباترین بازخوردها جاری شدن اشک از چشمان تماشاگر در صحنه وداع کاوه با مادر است که مخاطب عمیقا همزادپنداری می‌کرد و از روی احساس گریه می‌کرد.

اگر این نمایشنامه به فیلمنامه تبدیل شود آیا دوباره از عهده نقش «کاوه» برمی آیید؟

بله می‌توانم، چون بین رضا فرحی و کولبر عاشق قصه، ارتباط عمیقی شکل گرفته است، کاراکتری خلق شده که هم در نمایش و هم در تصویر می‌تواند اجرایی شود اما با گونه‌ای دیگر زیرا بازی در صحنه تئاتر بسیار متفاوت‌تر از مقابل دوربین است.

فضا و صحنه اجرای نمایش را چطور دیدید؟

سالن شماره دو تماشاخانه مهرگان مناسب‌ترین فضا برای اجرا بود. دکور به گونه ای طراحی شده بود که با توجه به تغییرات صحنه ها و شکل‌گیری یک مکان جدید احساس خوبی برای بازیگر و ریتم نمایش ایجاد کند. لذا جابه‌جایی دکور بسیار آسان و شبیه سازی لته‌ها برای ساخت مکان مرتبط با صحنه بسیار هوشمندانه طراحی شده بود.

به نظر شما رنگ اصلی نمایشنامه با توجه به فضای داستان چه رنگی بود؟

به عقیده من رنگ اصلی این نمایش سرخ بود تا صحنه های داستان را پیش ‌برد.

و اما سخن آخر…؟

متاسفانه هنر در جامعه فعلی ما بسیار مظلوم واقع شده است مخصوصا در این وانفسای بیماری کرونا که باعث شده تا نمایش‌ها با صندلی‌های خالی اجرا شود. از مخاطبان عام توقعی نیست لذا شرایط بد ایجاد شده دیگر جایی برای وقت گذاشتن تماشای نمایش نمی‌گذارد. اما دلگیریم از مسئولینی که هنرمندان را تنها گذاشتند حتی کوچکترین حمایتی از آنان نکردند. ای کاش بیشتر به فکر باشند و اجازه ندهند تا چراغ سالن‌های نمایش خاموش شود. به امید آن روزی که برای اجرای نمایش‌ها تمامی صندلی‌های سالن پر باشند و نور امید به قلب هنرمندان بتابد.

 

مصاحبه کننده: زهره السادات فرقانی 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا