طنز و کاریکاتور

پایگاه خبری شیرین طنز – دل گوسفند بی نوایی برایم کباب شد تا من به نوایی برسم!

دل گوسفند بی نوایی برایم کباب شد تا من به نوایی برسم!

کاریکلماتورهای حسین مقدسی نیا

  • هر وقت ذهنم شلوغ می¬شود با خودم خلوت می¬کنم!
  • نویسنده صاف و ساده¬ای بود بادش کردند، برجسته شد!
  • مرگ من با جان من بازی نکن!
  • پدر بزرگ همیشه دست به مهره حرکت می¬کند من دست به عصا!
  • در زندگی می¬خواستم «نقی معمولی» باشم، «سعید معروف» شدم!
  • سر به هوا سبک سر است، سر به زیر سر سنگین!
  • آنهایی که با سر و صدا رفتند جنگ بی سر و صدا برگشتند!
  • دولت کانادا جویندگان طلا را نقره داغ کرد!
  • هر وقت سر و کله¬ ی تو پیدا می¬ شود من سر در گم می¬ شوم!
  • بی سر و پا را نه می¬ شود پایش را قلم و نه دست به سرش کرد!
  • بی سر و پایی، بی دست و پایی را دست به سر کرد!
  • همه زن می¬ گیرند زندگی به هم بزنند، من «هم زن» گرفتم زندگیم به هم نخورد!
  • بی دست و پا همیشه میان دست و پاست!
  • سنگ زیرین آسیاب در زمستانِ سیاه سنگ روی یخ می¬شود!
  • آنان که از پا فتاده را دست انداختند، سرافکنده شدند!
  • دو دل ستان دو دل بودند، که به هم دل بدهند!
  • از سایه ¬ام می¬ ترسم، دوستان می¬ گویند که سنگین شده است!
  • سخنران را چشم زدند، نطقش کور شد!
  • دل گوسفند بی نوایی برایم کباب شد تا من به نوایی برسم!
  • جگر سوخته¬ای از دست جگرکی دلخور شد!
  • دلداده بیدل بود و دلستان دو دل!

لینک منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا