بین‌الملل

چرخش ناگهانی مواضع برجامی نامزدهای انتخابات؛ وعده انتخاباتی یا تغییر رویکرد؟

ابوالفضل خدائی: سرانجام با فراز و نشیب های بسیار، مذاکرات برجامی طرفین در وین به ثمر نشست و به انتظارها برای احیای این توافق هسته ای پایان داد. سیدعباس عراقچی رئیس هیات مذاکره کننده ایران اخیرا گفت اختلافات به نقطه‌ای رسیده است که همه معتقد هستند قابل رفع بوده و این طور نیست که حل نشدنی باشد. وی همچنین با اعلام این خبر که دور ششم می تواند دور پایانی باشد اظهار داشت که اعضای برجام و آمریکایی‌ها باید تصمیمات سخت خودشان را بگیرند. بی شک یکی از مباحثی که با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری در ایران بگیرد مهم بشمار می رود بحث راستی آزمایی است که باید دید طرفین از چه ابتکاراتی برای تحقق آن استفاده خواهند کرد. عبدالرضا فرجی راد استاد استاد ژئوپلیتیک و سفیر پیشین ایران در نروژ معتقد است مسائلی چون مبادلات مالی، رفع تحریم بانک مرکزی، فروش نفت و برگشت پول حل و فصل شده است و برای مساله راستی آزمایی نیز نهایتا فرمولی پیدا خواهد شد. مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:

چرخش ناگهانی مواضع برجامی نامزدهای انتخابات؛ وعده انتخاباتی یا تغییر رویکرد؟

شاهد به نتیجه رسیدن گفتگوهای وین هستیم همانطور که رئیس جمهور نیز پیش تر اعلام کرد تحریم ها شکسته شده است اما مسائلی نیز برای حل و فصل باقی مانده که مهمترین آن موضوع راستی آزمایی است. از نظر شما این موضوع چگونه بین طرفین قابل حل است؟

مساله برجام و رفع تحریم های اقتصادی ایران تقریبا تمام و مسائلی چون مبادلات مالی، رفع تحریم بانک مرکزی، فروش نفت و برگشت پول حل و فصل شده است. مساله راستی آزمایی نیز از نظر ایران مهم به شمار می رود و در حال حاضر تلاش ها برای پیدا کردن راه حل و فرمول در رابطه با آن ادامه دارد، از همین رو راه حل آن نیز پیدا خواهد شد.

به هر روی در ایران انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و مسائل همانگونه که می دانیم فرمی سیاسی به خود گرفته است. مساله ای که آمریکایی نیز به خوبی بدان واقف هستند و به همین جهت خیلی برایشان اهمیت ندارد که قبل و یا بعد از این انتخابات توافق حاصل شود. شاید تفکر دیگر آنها این باشد که عجله ای برای توافق نداشته باشند و از آنجایی که دولت دوازدهم به ماه ها و هفته های پایانی نزدیک می شود صبر بیشتری پیشه کنند. به نظر می رسد مسائل سیاسی نیز وارد این موضوعات شده که بیانگر عدم عجله از سوی ایران و دیگر طرف ها است. البته مسائلی باقی مانده که قابل حل بوده و همه طرفین نیز بر آن تاکید کرده اند و در هفته آینده نیز حل خواهد شد. مساله ای که آقای عراقچی نیز عنوان کردند و طی اظهاراتی امیدوارکننده گفتند که موضوع حل نشدنی وجود ندارد. از همین رو باید مساله برجام و گفتگوهای وین را همانطور که عرض کردم باید تمام شده در نظر بگیریم. اگر موضوع اعلام نهایی است که ظرف روزهای آتی اعلام خواهد شد.

برای درک بیشتر موضوع چه سناریوهایی را می توان در موضوع راستی آزمایی متصور بود؟ امکان دارد جزئیات بیشتری را عنوان کنید؟

در این خصوص اطلاعات زیادی در دست نیست اما می توان احتمال داد که فرصتی در نظر گرفته شود تا با ایران معاملات مالی صورت گیرد تا ایران نیز در خصوص تعهداتش در غنی سازی آمادگی لازم را داشته باشد؛ بدین گونه که این روند غنی سازی تا مدت زمانی معلوم ادامه یابد. بنابراین زمانی که فضا باز شد و پول به گردش درآمد و نفت نیز به فروش رفت آژانس اتمی کار نهایی خود را از سر خواهد گرفت و در نهایت ایران به تعهدات خود در برجام بازخواهد گشت.

آیا روند راستی آزمایی زمان بر و دشوار خواهد بود؟

روند راستی آزمایی خیلی آسان نیست و شاید اساسا دست آمریکایی ها نیز نباشد.

به چه دلیل؟ آیا وضعیتی مشابه شبیه به وضعیت کنونی در گذشته داشته ایم؟

در دوره باراک اوباما شاهد بودیم که علی رغم تلاشی که ظاهرا جان کری با شرکت های اروپایی داشت و با آنان مذاکره می کرد، بعضا شرکت هایی بودند که همکاری های لازم را نداشتند و بهانه آنها این بود که پیچ و مهره برجام هنوز سفت نشده است. آنها این تصور را داشتند که با خروج احتمالی آمریکا سرمایه خود را از دست رفته ببینند و در حالتی دیگر با تحریم بانکی مواجه شوند.

با توجه به کهولت سن بایدن احتمال رئیس جمهور ماندن او در دور بعدی کاهش می یابد. در همین حال تحرکات جمهوری خواهان را نیز باید درنظر بگیریم که در پی بازیابی موقعیت سیاسی خود هستند. در این بین شاهد تکاپوی دونالد ترامپ نیز هستیم و از اظهارات او می توان دریافت که تمایل مجدد برای ورود به کاخ سفید دارد و احتمال اینکه او دوباره نامزد شود وجود دارد. در همین راستا فکر می کنم آن نگرانی که بانک ها و شرکت ها در زمان اوباما داشتند هنوز وجود دارد. برای مثال توتال که شرکتی همواره پیشگام در ایران بوده و حتی تحریم های دوران کلینتون را شکست و در ایران حضور یافت و پس از برجام نیز به همین شکل بود، در حال حاضر عنوان می کند که تن به ریسک نمی دهد.

آیا راه حلی برای اطمینان بخشی به شرکت ها و این قبیل از بنگاه های اقتصادی به منظور سرمایه گذاری در داخل وجود دارد؟

برای اطمینان دادن به بانک ها و شرکت ها خارجی معتقدم که ایران باید اجازه دهد که ایالات متحده آمریکا نیز در اقتصاد ایران فعال شود. همانطور که چین، روسیه و دیگر کشورهای همسایه در آن سهیم هستند. بنابراین واشنگتن نیز می تواند مبادلات خود را داشته باشد. ایران پس از برجام به دنبال خرید ۸۰ هواپیمای بوئینگ بود که در حال حاضر می توان قرارداد آن را پیگیری کرد. وقتی آمریکا مانند دیگر کشورها با ایران مبادلات اقتصادی داشته باشد مانند تبادلات مالی و بانکی، صنعتی، صادرات نفت و غیره، نگرانی بنگاه های اقتصادی خارجی برای مبادلات با ایران رفع خواهد شد. اصلا هم نیاز نیست سطح مبادلات ایران با آمریکا آنچنان گسترده باشد. وقتی چنین فعالیت های مشترک اقتصادی شکل می گیرد چه دلیلی دارد فردی مانند ترامپ بخواهد از برجام خارج شود؟! همانطور که می دانیم ترامپ قبلا عنوان کرده بود که توافق برجام برای آمریکا چیزی در بر نداشته و دیگر شرکت ها از آن سود برند و سر واشنگتن کلاه رفته است. بنابراین ضرورت ایجاب می کند که ایران چنین بهانه هایی را از طرف مقابل بگیرد. چرا که توافقی مانند برجام چیزی نیست که در کنگره آمریکا به تصویب برسد. در دوره بایدن نیز بعید به نظر می رسد که او دست به چنین اقدامی بزند.

یکی از مسائل مهمی که رئیس جمهور فعلی را تحت فشار قرار می دهد انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا است. آیا بایدن می تواند توازنی را باتوجه به برخی مخالفت ها برای موفقیت برجام در این زمینه ایجاد کند؟

در تحلیل های قبلی تاکید کردم که موضوع احیای برجام حداکثر باید ظرف یک ماه انجام شود که در حال حاضر مقداری بیشتر به طول انجامیده است. در این ارزیابی ها عنوان کردم که بایدن به زودی روند بازگشت آمریکا را برجام را آغاز خواهد کرد و حداکثر سه ماه به طول خواهد انجامید. موضوعی که هم اکنون نیز شاهد آن هستیم. اما به این مساله نیز اشاره کردم که هر چقدر این روند طولانی تر شود فشار نیز به طور طبیعی بر روی دولت بایدن افزایش خواهد یافت. یعنی تلاش های لابی های عربی و اسرائیلی و همچنین جمهوری خواهانی که پس از انتخابات ۲۰۲۰ دچار فروپاشی شده بودند که هم اکنون به دنبال بازیابی وجهه خود هستند. برنامه ریزی های زیادی در خصوص انتخابات سنا صورت گرفته و این اهمیت موضوع را برای بایدن دو چندان می کند.

مخالفین ترامپ در حزب جمهوری خواه و دموکرات کم نیستند اما از طرفی به این مساله واقف هستند که بایدن چاره ای پیش رو ندارد. وقتی ایران غنی سازی ۶۰درصدی را آغاز کرده است مخالفین بایدن نیز به این موضوع پی می برند که توقف در روند به ضرر آنها و متحدانشان خواهد بود. موضوع از آنجا اهمیت پیدا می کند که جو بایدن در تعیین استراتژی سیاست خارجی دولتش در زمان قبل از انتخابات، دیپلماسی را مبنا قرار داد و اعلام کرد که در صورت عدم حمله به آمریکا، این کشور وارد جنگی نخواهد شد. خب بدیهی است که احتمال حمله به آمریکا بسیار پایین است. حتی شاهد هستیم که آمریکا به دنبال خروج نیروهای خود از کشورهای منطقه از جمله افغانستان و عراق است، ضمن اینکه در سوریه نیز از کردها خواسته است تا با دولت به توافق برسند تا در این راستا نیروهای آمریکایی از سوریه نیز خارج شوند.همچنین دیگر گزارش ها حاکی از مذاکرات پنهانی آمریکا با کره شمالی است.

بنابراین می توان گفت که مخالفین بایدن و برجام نیز به این نتیجه رسیده اند که راهی جز مذاکره و احیای برجام وجود ندارد. حتی ترامپ و پمپئو که جز تندروترین ها محسوب می شدند به شدت به دنبال گفتگو با ایران بودند اما این ایران بود که درخواست را قبول نکرد. واضح است که بایدن بر اساس استراتژی خود به این موضوع دریافته است که راهی جز روند فعلی وجود ندارد. ضمن اینکه در استراتژی آمریکا مقابله با چین یکی از مسائل اصلی مهم و کلیدی به شمار می رود. وقتی آنها به دنبال فشار بر چین باشند باید با ایران به توافق برسند. اما هم اکنون می بینند که ایران تمرکز آنها را در این زمینه گرفته است.

ضمن اینکه آمریکایی ها به خوبی می دانند در زمان محاصره و تحریم ایران، وابستگی تهران به پکن افزایش می یابد. وقتی در استراتژی آمریکا چین به عنوان یک محور محسوب می شود طبیعی است که آمریکا خواستار کاهش وابستگی ایران به چین هستند. از همین رو هر چیزی که به ضرر چین محسوب می شود آمریکایی ها را مجاب به کار کردن در آن زمینه می کند.

مخالفان سیاست های بایدن در آمریکا در خصوص ایران به صورت کلی نظر داده اند و طی نامه آن را به بایدن رسانده اند. اما راهکاری پیشنهاد نداده اند و مطرح نکرده اند که مذاکرات را کنار بگذارید. تنها خواسته آنها عدم اعطای امتیاز زیاد به ایران است که تعداد آنها در مجلس نمایندگان آمریکا نیز زیاد نیست. آمریکا به خوبی تجربه شکست های پی در پی در افغانستان، عراق و سوریه را در پیش روی دارد و با غنی سازی ۶۰درصدی ایران نمی تواند به فکر جنگ با ایران باشد چرا که تکرار تجربه های گذشته اوضاع را وخیم تر می کند. در ماجرای عین الاسد نیز دیدیم که ایران به آمریکا پاسخ داد و به همین دلیل دولت آمریکا با این تجربیات مجاب شده است تا سیاست درست را انتخاب کند. مسیر پیش روی وین بسیار خوب و سازنده بوده و سرانجام نیز به موفقیت خواهد رسید.

همزمان با ایجاد فضای مثبت در منطقه مانند گفتگوهای تهران و ریاض شاهد خروج نتانیاهو از قدرت به عنوان یکی از مخالفان سرسخت برجام هستیم. به نظر شما این اتفاق تا چه حد می تواند به حفظ و تداوم برجام کمک کند؟

عدم اشتیاق بایدن برای تماس تلفنی بایدن بیانگر نکته مهمی بود. رئیس جمهور آمریکا با این بی میلی درصدد آن بود تا نشان دهد که نتانیاهو باید از قدرت خارج شود. اتفاقی که در اسرائیل افتاده بسیار مهم و قابل توجه است. حزب عرب منصور عباس در پارلمان این رژیم با دو حزب متضاد به دنبال تشکیل ائتلاف است. یکی از حزب ها دست راستی تند و دیگر با گرایش سوسیالیسیتی است و معتقدم که پشت این قضایای مهم نیز آمریکایی ها قرار دارند. در جنگ ۱۲ روزه بین رژیم صهیونیستی و گروه های مقاومت نیز دولت بایدن یک هفته سکوت کرد. این سکوت به این دلیل بود تا رژیم صهیونیستی مقداری مورد حملات موشکی قرار گیرد تا بفهمد استراتژی و دیپلماسی نتانیاهو که با دونالد ترامپ هماهنگ سازی شده بود جواب نخواهد داد. همانطور که دیدیم گرچه حملات موشکی مقاومت آنچنان گسترده نبود اما اسرائیلی ها در پی این حوادث مردم را به طور مداوم به پناهگاه ها روانه می کرد، حادثه ای که نتانیاهو را به این وضعیت رساند.

هدف مهم دیگر بایدن از این سیاست این بود که بار دیگر بتواند بر طرح دو دولت ـ دو ملت تاکید کند. طرحی که اروپایی ها نیز به دنبال آن هستند. بایدن همچنین مبلغ بالایی را برای بازسازی غزه اختصاص داد که خشم نتانیاهو را در پی داشت. موضع گیری های سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز نشان می دهد که مواضع نتانیاهو تاثیری در تصمیم آنها در خصوص برجام ندارد. هیچ وقت سابقه نداشته است که دولت های آمریکا در دوره های مختلف چنین مواضعی درباره اسرائیل داشته باشند. در زمان قهر اوباما و نتانیاهو نیز شاهد بودیم که نتانیاهو بدون هماهنگی به آمریکا سفر کرد و علیه اوباما در کنگره موضع گرفت. به نظر می رسد در حال حاضر نیز چنین وضعیتی پدیدار شده است. تا زمانی که نتانیاهو در قدرت باشد این روابط نیز تیره و تار خواهد بود، بنابراین آمریکایی های در حال تلاش هستند تا با کنار زدن نتانیاهو از قدرت طرح دو دولت دو ملت را به پیش ببرند. مساله ای که می تواند زمینه موفقیت دولت بایدن را در طی سه سال آینده فراهم کند. دموکرات ها با این سیاست می خواهند این مساله را بازگو کنند که نتانیاهو طی سالها نتوانست کاری از پیش ببرد و بنابراین همه طرف ها باید از طرح آمریکا در فلسطین حمایت کنند.

چنین وضعیتی را در خصوص عربستان سعودی نیز می توان متصور بود؟

سعودی ها نیز در پی مذاکرات وین به ایران وارد مذاکره شدند و به میزان موفقیت مذاکرات وین آنها نیز گام های خود را بر می داشتند. اگر مذاکرات برجامی با موفقیت روبرو شود که همینطور نیز خواهد شد گفتگوهای تهران و ریاض تداوم خواهد داشت و احتمالا گشایشی در روابط دیپلماتیک با ایران از جمله رد و بدل کردن دیپلمات ها و بهتر شدن روابط ریاض با دمشق خواهد شد و روابط سیاسی نیز متعاقب آن برقرار می شود. از همه مهمتر اینکه مجموعه این تحولات می تواند تا حدودی توافق آبراهام را متوقف کند. سعودی ها که پیش تر کشورهایی مثل امارات و بحرین را به چنین توافقی تحریک می کردند حالا دست از این کار می کشند. همانطور که در هفته های قبل در اخبار دیدیم عربستان سعودی حریم هوایی خود را به روی پروازهای اسرائیل بست و به دلیل بسته شدن آسمان عربستان، پروازهای شرکت «یسرائیر» از فرودگاه «بن گوریون» به مقصد دوبی لغو شد که وجود چنین مسائلی می تواند از سرعت این توافق بکاهد.

یک احتمال دیگری که وجود دارد و بسیار ضعیف به نظر می رسد عدم موفقیت مذاکرات وین است که در آن صورت دیگر سعودی ها دیگر پا پیش نخواهند گذاشت. چرا که در حال حاضر از روی ناچاری مذاکره می کند چون آمریکایی ها خواستار آن هستند. مهم اینکه این گونه از مذاکرات یک امتیاز بسیار مهم دارد. آمریکایی های همواره عنوان می کنند که علاوه بر مسائل هسته ای در خصوص مسائل منطقه ای نیز باید با ایران گفتگو شود. از طرفی سعودی ها نیز خواستار آن بودند که در مذاکرات هسته ای با ایران حضور داشته باشند که چنین درخواستی با مخالفت روبرو شد اما راه حل دیگری مطرح شد و آن هم دلیل امتناع ایران از گفتگوهای منطقه ای با آمریکایی ها بود. بنابراین  آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که گفتگوها بین تهران و ریاض در موضوعات منطقه ای از جمله عراق، سوریه، یمن و غیره صورت پذیرد تا مانعی برای توافق هسته ای ایجاد نکند.

کمی به مسائل داخلی و انتخاباتی بپردازیم. همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران شاهد تغییر مواضع برخی نامزدهای نزدیک به جریان انقلابی هستیم که اصل مذاکره را زیر سوال نمی برند و به نوعی از برجام نیز حمایت می کنند. فکر می کنید این تغییر رویه در راستای وعده های انتخاباتی است یا در اصل تغییری در مواضع این طیف حاصل شده است؟

خواسته این جریان عدم موفقیت دولت در موضوع برجام بود. چرا که موفقیت برجامی دولت برابر با پیروزی بود و این توافق به همراه اف ای تی اف همان چیزی تلقی می شد که اکثریت مردم خواستارش بودند و در آن شکی نیست. خواسته مردم ایران تعامل با دنیا و برداشته شدن موانع است؛ حال که جریان انقلابی یا اصولگرا یا جریان مخالف دولت به دنبال جذب آرا هستند، حرفی را بیان می کنند که مورد پسند مردم است. بنابراین تفکر رأی دهندگانی که خواستار موفقیت برجام و اف ای تی اف هستند، خود به خود به سمت نامزد مورد نظری گرایش پیدا می کند که در پی تحقق و پیگیری این دو موضوع است. طبیعتا چنین نامزدهایی آرای بیشتری کسب می کنند و از همه مهمتر از مزایای آن بهره مند می شوند. در حال حاضر احتمالاتی در خصوص برخی نامزدها درباره برنده شدن در انتخابات مطرح می شود. به طور طبیعی وقتی دولت کنونی در پایان دوره به موفقیت دست یابد، دولت بعدی می تواند اقتصاد بازتری را تجربه کند و از بار مشکلات مردم در زمینه های اقتصادی و معیشتی بکاهد.

با این اوصاف اگر دولت بعدی اصولگرا باشد به نوعی با بحران اعتبار سیاسی مواجه خواهد شد چرا که از زمان تصویب برجام به طور مداوم در پی حمله به اصل مذاکره و توافق با قدرت های جهانی بودند…

به نظر می رسد در این خصوص نخبگان کشور این مساله را در نظر داشته باشند. موضوعی که در فضای مجازی نیز این روزها زیاد در آن صحبت می شود. اما همانطور که اشاره کردم مردم کشور به دنبال کسی هستند که بتواند با گشایش در فضای سیاست خارجی، کشور از مزایای اقتصادی آن بهره مند شود. بنابراین نمی توان انتظار داشت که مردم خیلی به عمق این مسائل توجه داشته باشند.

آیا اظهارات اخیر رهبر انقلاب را در خصوص سیاست خارجی نیز می توان در قالب این موضوع دانست که فرمودند جز مسائل مردم نیست؟

تحلیل شخصی بنده این است که احتمال دارد در خصوص سیاست خارجی حساسیت ها، یا خط قرمزها و شرایطی وجود داشته باشد؛ مانند روابط با آمریکا. اگر به یاد داشته باشید زمان امضای سند جامع همکاری های ۲۵ ساله بین ایران و چین جوی سنگین ایجاد شد. برای مثال وجود چنین جوی در رابطه با آمریکا، چین و روسیه در فضای انتخاباتی به نوعی می تواند حساسیت برانگیز باشد.

>>> بیشتر بخوانید:

بحث داغ کارشناسان در کلاب هاوس؛پایان مذاکرات وین؛به نام روحانی به کام رئیس جمهور بعدی
اولین کافه‌خبر۴ساعته خبرآنلاین در کلاب‌هاوس با۶ هزار نفر و بدون هیچ‌مقام رسمی
خروجی تائید صلاحیت‌های انتخابات 1400 و آینده مذاکرات وین

310311


لینک منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا